محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5163
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« روزه آمد و من به عبادت روزه داشتم « و اميد ثواب روزه دار عبادتگر دارم « چندان سجده كردهام كه پيشانىام « از تصادم سجده گاه « زخمى شده . » ( 184 گويد : وقتى مهدى رقعه را خواند او را پيش خواند و گفت : « اى پسر زن بوگندو ، ميان من و تو چه خويشاوندىاى هست ؟ » گفت : « خويشاوندى آدم و حوا . » گويد : مهدى از گفته وى بخنديد و بگفت تا عطيه اى به او بدهند . ابراهيم بن خالد معيطى گويد : به نزد مهدى در آمدم ، وصف نغمه گرى مرا براى وى گفته بودند . درباره نغمه گرى و اطلاع من از آن ، پرسش كرد و گفت : « آهنگ نواقيس را مىخوانى ؟ » گفتم : « بله و صليب را نيز . [ 1 ] » گويد : مرا پس فرستاد و شنيدم كه گفته بود : « معيطى است جزو خلوتيان و همدمان خويش به دو نياز ندارم و با وى انس نمىگيرم . » گويد : آهنگ نواقيس از معبد نغمه گر است كه در شعرى آمده به اين مضمون : « از خانه ليلى بپرس : آيا پاسخ مىگويى « و سخن مىكنى ؟ « صحراى پهناور چگونه سخن خواهد كرد « خانه اى كه گويى « از طول ايام و كهنگى درهم ريخته
--> [ 1 ] - بازى با كلمه به تناسب صليب و ناقوس ( م )